نماز ،برترین عبادت

هر کس چیزی می خریدو در ازایش چیزی می داد .بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را  .بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی ها ازادگی شان را .  شیطان می خندید و دهانش بوی بد جهنم می داد حالم را بهم می زد ،دلم می خواست همه ی نفتم را توی صورتش بپاشم .انگار ذهنم را خواند ،موذیانه خندید و گفت :من کاری با کسی ندارم ،فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم ،نه قیل و داد می کنم و نه سی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند .

جوابش را ندادم . آن وقت سرش را نزدیک تر آوردو گفت :البته تو با این ها فرق می کنی .تو زیرکی و مومن .زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد .اینها ساده اند و گرسنه .به جای هر چیزی فریب می خورند                         

از شیطان بدم می آمد ، حرف هایش اما شیرین بود . گذاشتم که حرف بزند . و او هی گفت و گفت .ساعت ها کنار بساطش نشستم . تا این که چشمم به جعبه ی عبادت افتاد  که لابه لایچیز های دیگر بود .دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم .با خودم گفتم بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد                                   

به خانه آمدم و در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم .توی ان اما جز غرور چیزی نبود .جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم .دستم را روی قلبم گذاشتم ،نبود . فهمیدمکه آنرا کنار بساط شیطان جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ،تمام راه ا لعنتش کردم،تمام راه را خدا خدا کردم می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم ،عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم .به میدان رسیدم.شیطان اما نبود                             

آن وقت نشستم و های های گریه کردم ،از ته دل .                        

اشک هایم که تمام شد ،بلند شدم  ،بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم ،که صدایی شنیدم ...صدای قلبم را .

پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم .به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود 

عرفان نظر آهاری

داستان بالا می تواند شرح حال خیلی از ما ادم ها باشد ،ادم هایی که خیلی راحت فریب می خورند ،خیلی راحت اسیر این دنیا میشوند

شمارا نمی دانم اما خودم می ترسم که نکند که خدا صدایم را نشنود ،نکند که به خاطر همین ایمان کمی که دارم مغرور شوم

نماز خواندن کار خیلی سختی نیست ،نماز خواندن واقعی سخت است و در درگاه خدا  ارزش دارد

درست تلفظ کردن کلمه ها در نماز ،درست وضو گرفتن، در مسجد و با جماعت نماز خواندن ها و... خیلی مهم است ،اما خدا به نیت دل انسان می نگرد خدا نمازی را می خواهد و می پسندد که از روی ریا نباشد ،به خاطر چشم این و ان نباشد بلکه فقط فقط مال خود خود خدا باشد

ارزو می کنم که نماز های تک تکمان به در گاه حق پذیرفته شودو  آرزو می کنم که خدواند از تو بگیرد هرانچه را که تو را از خدا می گیرد.

الان دیگه دارن اذان می گن باید کم کم اماده ی نماز بشم اخه می دونید:برای هر چیز چهره ای وجود دارد و چهره ی ایمان ، نماز است .

 پیامبر اکرم (ص)  

/ 0 نظر / 5 بازدید